سه شنبه, 31 مرداد 1396 ساعت:14:44:48 - تعداد بازدید: 492

گزارشي درباره تشكيل ارتش متحد عربي

دكتر سيدرضا ميرطاهر*

 

مقدمه

مسئله تشکیل ارتش مشترک عربی در ماه‌های اخیر، به ویژه پس از موافقت سران عرب با تشکیل آن در اجلاس شرم‌الشیخ در فروردین 1394، جنبه عملی به خود گرفت و در مراحل بعد با برگزاری دو نشست مهم سران ارتش‌های کشورهای عربی در اردیبهشت و خرداد در قاهره و در نهایت اعلام زمان مرداد 1394 به عنوان زمان تشکیل این نیروی عربی، وارد مرحله جدیدی شد. با توجه به آثار و نتایج تشکیل این نیروی نظامی و مداخلات احتمالی آن در خاورمیانه و شمال افريقا به نظر مي‌رسد پرداختن به این پدیده و زمینه‌ها و روند شکل‌گیری و چالش‌های احتمالی جمهوري اسلامي ایران در مواجهه با آن از اهمیت زیادی برخوردار است. گزارش راهبردی حاضر با هدف تجزیه و تحلیل این موضوع تدوین شده است.

الف) چارچوب نظری

ـ سیاست دفاعی

قبل از ورود به بحث ارتش مشترک عربی که در چارچوب نظام امنیت جمعی مطرح است‌، پرسشی که باید به آن پاسخ داد‌، این است که هدف سیاست دفاعی کشورها چیست؟ از ديد كلان، سياست دفاعي هر كشوري در مقابل سياست تهاجمي آن كشور قرار دارد. بر اين اساس، هر گاه يك نظام در صحنة بين‌المللي يا حتي در سطح ملي خود را در معرض تهاجمات اقتصادي، سياسي، فرهنگي و نظامي دشمنان و مخالفان داخلي و خارجي ببيند، ناگزير بايد براي مقابله با اين تهاجمات، سياستي تدافعي اتخاذ كند. اساساً مي‌توان سياست دفاعي را خط‌مشي كلان نظامي هر كشور در پيشبرد اهداف و منافع ملي‌اش (خواه به صورت گسترش يا در قالب دفاع از موجوديت آنها) دانست. با اين تعريف، سياست دفاعي در مرتبه‌اي بالاتر و اعم از استراتژي نظامي قرار مي‌گيرد؛ زيرا در استراتژي نظامي صرفاً به نحوه به كارگيري ابزار نظامي اشاره شده، اما در سياست دفاعي، سياست‌هاي كلان نظامي مد نظر است.

 بيان چند نكته درباره نحوة ارتباط سياست دفاعي (یا نظامي) با ساير اجزاي سياست ملي (يا استراتژي ملي) حائز اهميت است: اول، سياست دفاعي بايد در چارچوب سياست ملي و براساس منافع و ارزش‌هاي ملي تعريف شود. يك سياست دفاعي مطلوب آن است كه بداند از چه مواردي دفاع مي‌كند و چه چيزي را مي‌خواهد گسترش و تعميم دهد. دوم، سياست نظامي هر واحد سياسي بايد با اجزاي ديگر سياست ملي هماهنگي و انطباق داشته باشد. شواهد بي‌شمار تاريخي حاكي از آن است كه عدم تعادل ميان اجزاي سياست ملي موجب فاجعه براي كشورها شده است. دو مثال زنده و گوياي دهه اخير، كشورهاي شوروي سابق و كويت هستند. سوم، سياست دفاعي و ساير اجزاي سياست ملي در صورت تعادل و هماهنگي مي‌توانند به تقویت یکدیگر بپردازند. سياست دفاعي مطلوب به ميزاني كه بتواند باعث موفقيت يك كشور در جنبه‌هاي اقتصادي و ديپلماتيك شود، از رونق آنها نيز بهره مي‌گيرد. براي مثال كشوري كه قابليت‌هاي نظامي خود را براي دفاع از تماميت ارضي و منافع خود در سطح بين‌المللي به اثبات رسانده باشد، وجهه‌اي خواهد داشت كه كشورهاي ديگر را به گسترش روابط اقتصادي و سياسي با آن تشويق مي‌كند. متقابلاً كشوري كه روابط اقتصادي و سياسي شايسته‌اي با كشورهاي ديگر داشته باشد (بهينه بودن ابزار سياسي و اقتصادي) در اتخاذ سياست دفاعي مطلوب نيز موفق‌تر خواهد بود.

 

ـ نظریه جامعه امن

یکی از مسائل بنیادین و مطرح در زمینه ایجاد نهادهای مشترک منطقه‌اي و بین‌المللی که در اینجا درباره مسئله تشکیل ارتش مشترک عربی مصداق دارد، ایجاد شرایطی است که روابط پایدار مسالمتآمیز میان دولتهای عضو تکوین و گسترش یابد؛ به نحوی که معمای امنیت در روابط فی‌مابین رفع و گزینه جنگ میان آنها حذف شود. به زعم تحلیلگران روابط بینالملل، ایده جامعه امن که کارل دویچ مطرح كرد و بعدها آدلر و بارنت آن را احیا و تعدیل كردند، برای تئوریزه کردن این سنخ از روابط کارگشاست.

 از نظر دویچ، جامعه امن، جامعهای است که بین اعضای آن هرگز نبرد فیزیکی روی نمیدهد، بلکه آنها مناقشات خود را به روشهای دیگری حل و فصل میکنند. به بیان دیگر، اعضای یک جامعه امن هرگز نباید زمینه بروز جنگ و درگیری علیه اعضای دیگر را فراهم سازند. بر اساس نظر دویچ، دو نوع جوامع امن وجود دارد: نوع ادغام‏شده و نوع کثرتگرا. در یک جامعه امن ادغام‌شده، دو یا چند واحدی که سابقاً مستقل بودند، با هم ادغام میشوند و واحد بزرگ‌تري را به وجود میآورند که دولتي واحد دارد؛ بنابراين با حکومتي واحد و حاکمیتی واحد مواجه هستیم مانند ایالات متحده آمریکا و بریتانیا. باید در نظر داشت برای ادغام کامل لازم است واحدهای سیاسی دیگر، دولت حاکم نباشند یا اصلاً دولت نباشند و روابط میان آنها به روابط داخلی میان بخشهای مختلف یک دولت تبدیل شود. در مقابل، واحدهایی که یک جامعه امن کثرتگرا را تشکیل میدهند، استقلال قانونی دولت رسمی خود را حفظ میکنند و ادغامی میان چندین حکومت با دولتهای حاکم صورت نمیگیرد مانند روابط نروژ و سوئد و آمریکا و کانادا.

در ادامه مباحث مربوط به جامعه امن، آدلر و بارنت براي تکمیل الگوی دویچ، دو نوع جامعه امن سفتپیوند و جوامع امن سست‌پیوند را مطرح كردند. به زعم آنها، جامعه امن سستپیوند از دولتهای دارای حاکمیت تشکیل شده است که به دنبال انتظارات معقول هستند نه بیشتر؛ اما جوامع امن سفتپیوند دو موضوع را مد نظر دارند: نخست اینکه چنین جوامعی درجهای از همیاری و همبستگی را به نمایش میگذارند؛ دوم اینکه آنها به چارچوب مشخصی برای تدبیر امور دست مییابند. هر کدام از این دو نوع جامعه میتواند در سه مرحله متفاوت از توسعه و پیشرفت باشد: جامعه نوظهور، بالنده و بالغ. در جوامع امن نوظهور، دولتها گامهای نخست در خصوص  نحوه همکاری در آینده را برمیدارند. طبق نظر دویچ، این امر زمانی روی میدهد که اعضای جامعه از سوی دشمني مشترک یا یک جنگ تهدید شده باشند. جوامع بالنده میان خود شبکههای فشرده و درهم‌تنیدهای را به وجود میآورند. در این جوامع اعتماد دوجانبه عمیقتر میشود و هویتهای جمعی ظهور مییابند. ایجاد سازمانهای مختلف به افزایش تعاملات اجتماعی، شکلگیری هویتهای مشترک و علايق دوجانبه مي‌انجامد. این فرایندها میتوانند به ایجاد جامعه‌اي امن و بالغ منتهی شوند. به عقیده آدلر و بارنت، در جامعه امن بالغ، بازیگران منطقهای هویت مشترکی دارند و بنابراین پذیرای انتظارات معقول تغییرات صلح‌آمیز هستند.

 

ب) زمینه‌ها، انگیزه‌ها، اهداف و راهبردها در زمینه تشکیل ارتش عربی

ـ زمینه‌ها

با توجه به تحولات چند ساله اخیر در جهان عرب، به ویژه بروز قیام‌های مردمی در برخی از این کشورها و نیز پیدایش و گسترش فعالیت گروه‌های تروریستی تکفیری به خصوص داعش در خاورمیانه‌، کشورهای عربی در قالب اتحادیه عرب با سرکردگی مصر و عربستان سعودی درصدد ايجاد ارتشي مشترک با هدف مداخله در کشورهای بحران‌زده عربی هستند. پیشینه این ایده سال‌ها پیش در زمان حکومت جمال عبدالناصر، رئیس‌جمهور مصر، در دهه 1950 در فرایندهایی نظیر اتحاد این کشور با سوریه به مرحله عمل نزدیک و در بحران‌هایی مانند جنگ خلیج فارس در ابتدای دهه 1990 به شکلی جدی مطرح شد؛ اما به دلیل شرایط زمانی و واقعیت‌های منطقه‌ای هرگز به انجام نرسید. بدین ترتیب در حالی که بسیاری از کشورهای عربی در یکی از دشوارترین موقعیت‌های زمانی در تاریخ کوتاه و چندده ساله خود قرار گرفته‌اند، باز هم این ایده به محوری برای رایزنی آنها تبدیل شده است. در این پیوند، برخی رسانه‌ها در پاییز 1393 از نشست مقامات عربستان سعودی، مصر، کویت و امارات متحده عربی برای زمینه‌سازی تشکیل یک ائتلاف نظامی دائم یا نوعی ارتش مشترک خبر دادند. در آبان 1393 (نوامبر 2014) اعلام شد مسئولان مصری و اعضای شورای همکاری خلیج فارس در حال بررسی چگونگی ایجاد پیمان نظامی مشترک برای رویارویی با گروه‌های تندرو در منطقه به ویژه در لیبی و یمن هستند که در چارچوب آن ضمن تبادل اطلاعات نظامی و امنیتی با یکدیگر، توانایی استقرار یگان‌های زمینی در ساير کشورهای منطقه را نیز داشته باشند. این پیمان جدای از پیمان نظامی‌ خواهد بود که آمریکا برای مبارزه با داعش ایجاد کرده است. دستاوردهای ایجاد چنین پیمانی برای کشورهای عضو به ویژه مصر بسیار قابل ملاحظه است. در چارچوب این توافقات، عربستان سعودی حمایت مالی از قراردادهای تسلیحاتی مصر را به عهده می‌گیرد. از جمله گفته می‌شود عربستان تأمین مالی قراردادهای تسلیحاتی مصر با روسیه را بر عهده گرفته است و ساير کشورهای عضو شورای همکاری نیز آماده حمایت مالی از ساير قراردادهای تسلیحاتی مصر و همچنین تأمین مالی قراردادهای واردات انرژی مصر هستند. تاکنون به صورت رسمی اعلام نشده است که این پیمان در چه چارچوب و تحت چه عنوانی خواهد بود؛ اما نشانه‌ها حاکی از آن است که بحث درباره تشکیل آن در دیدار فرماندهان کشورهای عضو پیمان بین‌المللی مبارزه با داعش که در نیمه اکتبر 2014 در واشنگتن گرد هم آمدند، صورت گرفته است.

 

ـ نشست سران عربی در شرم‌الشیخ و تصویب ایجاد ارتش عربی

سران کشورهای عضو اتحادیه عرب در نشست خود در شرم‌الشیخ در 9 فروردین 1394 (21 مارس 2015) برای تشکیل نیروی نظامی مشترک عربی به توافق رسیدند. در بیانیه پایانی نشست دو روزه سران اتحادیه عرب در شرم‌الشیخ مصر، هدف از تشکیل نیروی مشترک، مقابله با خطرها، حفاظت و دفاع از امنیت و آینده جهان عرب بيان شده است. بر اساس قطعنامه‌اي که در نشست سران عرب به تصویب رسید، این نیروی نظامی به درخواست هر کشور عربی که امنیت ملی‌اش به خطر افتاده باشد، وارد عمل خواهد شد. عبدالفتاح السیسی، رئیس‌جمهور مصر و رئیس دوره‌اي اتحادیه عرب، در پایان اجلاس تأکید کرد که تیمی برجسته با نظارت رؤسای ستاد نیروهای مسلح کشورهای عضو اتحادیه عرب به منظور بررسی راهکارها و نحوه تشکیل نیروی عربی مشترک و مأموریت‌های آن تشکیل خواهد شد. سران عرب، نبیل العربی دبیرکل اتحادیه را مأمور کردند موضوع برنامه‌ریزی و هماهنگی تشکیل نیروی مشترک و ارائه گزارش آن ظرف سه ماه آینده به شورای دفاع مشترک عربی را دنبال کند. با این حال مقامات عراقی با تشکیل نیروی عربی مشترک بدون وجود ضمانت‌های مد نظر آنان موافقت ندارند. سران اتحادیه عرب همچنین تأکید کردند که تجاوز به یمن که از 6 فروردین با حملات هوایی عربستان سعودی و چند کشور عربی با حمایت امریکا و رژیم صهیونیستی آغاز شد،‌ ادامه می‌یابد. کشورهای عربی حمله نظامی مشترک خود به یمن را آزمایشی برای تشکیل ارتش عربی مشترک می‌دانند. نمایندگان ۲۱ کشور از مجموع ۲۲ کشور عضو اتحادیه عرب از جمله محمود عباس، رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین، با طرح مصری تشکیل ارتش عربی مصر موافقت کردند. شایان ذکر است کرسی سوریه در اتحادیه عرب هم‌چنين خالی است.

 

ـ موضع اسرائیل و آمریکا

روزنامه صهیونیستی هاآرتص پس از اعلام توافق سران عربی با تشکیل ارتش عربی نوشت: تحقق ارتش مشترک عربی نه تنها نگرانی را برنخواهد انگیخت، بلکه به دلیل جلوگیری از گسترش نفوذ ایران در منطقه موجب خرسندی تل‌آویو خواهد شد؛ زیرا کشورهای عربی مجبورند در فرایند ایجاد چنین ارتشی به امنیت اسرائیل توجه كنند. به این ترتیب بدون آنکه در شکل‌دهی ارتش عربی کسی از اسرائیل دعوت کرده باشد، اسرائیلی‌ها سهم بالایی در آن خواهند داشت. از اين رو اسرائيل مخالفتی با تشکیل ارتش عربی ندارد، زیرا مقابله با ایران و متحدان ایران بخشی از سیاست منطقه‌اي آن است. اما اگر زمانی این ارتش بخواهد رودرروی اسرائیل قرار گیرد، قطعاً هم اسرائیل و هم آمریکا مخالفت خواهند کرد. در شرایط فعلی که کشورهای عربی عمدتاً نگاهي بی‌طرفانه یا خنثی به اسرائیل دارند و جبهه مخالف خود را اسرائیل قلمداد نکرده‌اند، اين رژیم نیز مخالفتی با آن نخواهد داشت.

اشتون کارتر، وزیر دفاع ایالات‌متحده، از این طرح با عنوان «طرحي خوب» یاد کرده است. از دیدگاه آمریکا، اجرای طرح ارتش عربی می‌تواند به کاهش اتکا به غرب برای صیانت از کشورهای عربی به ویژه در حوزه خلیج فارس ختم شود. اگر چنین ارتشی تشکیل شود، قطعاً امريكا خواهد توانست با نفوذ بین رهبران این کشورها، هدایت و کنترل این ارتش را از پشت در دست بگیرد و با هزینه‌اي کمتر، منافع خود را در منطقه پیگیری کند. بنابراین، امریکا و کشورهای اروپایی از این ارتش حمایت خواهند کرد.

 

ـ اهداف اعلامی

1. نبيل العربي، دبيركل اتحاديه عرب، در سخنراني خود در نخستين نشست رؤساي ستاد مشترك ارتش‌هاي عربي در مقر اتحاديه عرب تأکید کرد كه تشكيل نيروي مشترك عربي به‌هيچ‌وجه ائتلاف نظامي جديد يا ارتشي عليه كشورها نخواهد بود. وی گفت تشكيل نيروي مشترك عربي با هدف مقابله با تروريسم، حفظ امنيت ملي عربي و برقراري صلح و ثبات در منطقه است.

2. اين نيرو يكي از راهكارهاي مهم براي فعال كردن اقدامات مشترك عربي در عرصه‌هاي نظامي و امنيتي در چارچوب اتحاديه عرب خواهد بود كه براساس منشور اتحاديه عرب و منشور سازمان ملل در اين خصوص انجام خواهد گرفت. وي افزود: فعاليت مشترك عربي، ابعاد سياسي، حقوقي، اقتصادي، اجتماعي و محيط زيستي دارد و زمان آن فرا رسيده است كه بعد نظامي جايگاه خود را در نظام فعاليت مشترك عربي بيابد تا به صورت كارامد در حفظ امنيت ملي عربي در قبال چالش‌هاي موجود سهيم باشد.

3. اين نیروی مشترک نظامی بايد بتواند مانع تجاوز خارجي شود و جلوي درگيري‌هاي داخلي را بگيرد و صلح را حفظ كند و از استقلال، حاكميت ملي كشورها و تماميت ارضي آنها حمايت كند. وي تصريح كرد: تعدادي از سازمان‌هاي منطقه‌اي از كشورهاي عربي در اين خصوص سبقت گرفته‌اند كه از جمله‌ آنها اتحاديه آفريقاست كه در عرصه حفاظت از صلح در قاره آفريقا فعاليت مي‌كند.

4. سامح شكري، وزير خارجه مصر، تأكيد كرد: هدف از تشكيل نيروي مشترك عربي تجاوز به هيچ‌كسي نيست،‌بلكه هدف از آن حمايت از امنيت ملي اعراب است. وي افزود: اين نيرو به منزله نيرويي براي دفاع از خود و همچنين ايجاد ديدگاهي مشترك در خصوص مسائل منطقه و ارائه راهكارهايي براي حل بحران‌هاست. شكري خاطرنشان كرد: چالش‌هاي خطرناك كنوني نيازمند اقدامي از سوي مصر و ساير كشورهاي عربي است تا موجب بهبود روابط کشورهای جهان عرب شود.

 

ـ ابعاد نیروی نظامی مشترک عربی

مقامات نظامی و امنیتی مصر اعلام کرده‌اند نیروی نظامی مشترک عربی از چهل‌هزار نیروی زبده تشکیل خواهد شد و سرفرماندهی آن در ریاض یا قاهره خواهد بود. این نیرو از حمایت هواپیماها و ناوهای جنگی در کنار ادوات زرهی سبک برخوردار خواهد بود. با این ‌حال بعید است همه 22 عضو اتحادیه عرب در این نیروی نظامی مشارکت کنند. پروتکل تشکیل نیروی مشترک عربی بر این اساس است که مشارکت در این نیرو اختیاری است و اساس آن نیروی زمینی است؛ اما هنگام نیاز می‌توان با نیروی هوایی یا دریایی از آن حمایت كرد. هر کشوری از کشورهای عربی که این پروتکل را امضا کند، میزان مشارکت نیروهای خود را نیز مشخص می‌کند. این نیروها در کشورهای خود حضور دارند و در آینده برای آموزش‌های مشترک که شورای دفاع مشترک متشکل از وزرای دفاع و خارجه اعراب آن را مشخص می‌کند، گردهم می‌آیند. یک فرماندهی مشترک برای این نیروها به مدت دو سال و یک فرمانده برای عملیات‌ها انتخاب می‌شود. این نیروی مشترک جز با درخواست کشور، وارد هیچ درگیری نمی‌شود و احتمالاً مشابه نیروهای حافظ صلح است.

 

ـ اقدامات عملی در راستای تشکیل ارتش عربی

تاکنون دو نشست فرماندهان ارتش‌های عربی با هدف سازماندهی این نیروی مسلح مشترک که در واقع یک نیروی واکنش سریع است‌، تشکیل شده است. نشست اول اوایل اردیبهشت و نشست دوم اوایل خرداد 1394 در قاهره برپا شد.

نشست نخست: نشست نخست فرماندهان ارتش كشورهاي عربي در 2 اردیبهشت 1394 (22 آوريل 2015) در مقر اتحاديه عرب در قاهره برگزار شد و حاضران در پايان نشست با تشكيل تيم عالي‌رتبه‌اي توافق كردند با نظارت رؤساي ستاد ارتش كشورهاي عربي براي ايجاد راهكارهايي به منظور تشكيل نيروي مشترك عربي تلاش كنند. هدف از برگزاری این نشست‌، بررسی پیشنهادهای ویژه درباره اقدامات اجرایی و مکانیزم‌های کاری و بودجه مطلوب برای تشکیل این نیرو بود. حاضران در اين نشست بر لزوم اتخاذ اقدامات مشترك براي حل چالش‌ها و بحران‌هاي منطقه تأكيد و اعلام كردند كه هدف از تشكيل نيروي مشترك عربي مداخله سريع براي ممانعت از تشديد درگيري‌ها در منطقه و ايجاد راهكارهايي براي حل بحران‌هاست. رؤسای ستاد ارتش‌های عربی در بیانیه پایانی این نشست اعلام کردند كه تصمیم گرفته‌اند «یک تیم بلندپایه» را زیر نظر خود برای بررسی همه جنبه‌های مربوط به ایجاد نیروی عربی مشترک و تدابیر اجرایی و سازوکار فعالیت و بودجه مورد نیاز و چارچوب قانونی فعالیت این نیرو تشکیل دهند. قرار بود توصیه‌های رؤسای ستاد مشترک ارتش‌های عربی در نشست شورای دفاع عربی متشکل از وزیران دفاع و امور خارجه کشورهای عضو اتحادیه عرب مطرح شود؛ با این حال تردیدهایی درباره تشکیل سریع نیروی مشترک عربی وجود دارد، هر چند بر سر تشکیل آن توافق شده است. عراق تنها کشور عربی بود که در نشست سران عرب در شرم‌الشیخ رسماً اعلام کرد درباره تشکیل «عجولانه و بررسی‌نشده» نیروی مشترک عربی ملاحظاتی دارد؛ در عین حال نماینده نظامی عراق در نشست نخست رؤسای ستاد ارتش‌های عربی حضور یافت‌، در حالی که رؤسای ستاد کشورهای الجزایر، يمن و کومور در این نشست حضور نداشتند و به جای آنها نمایندگان این کشورها در اتحادیه عرب در این نشست حضور پیدا کردند.

نشست دوم: فرماندهان ارتش‌های عربی با هدف گفت‌وگو درباره ایجاد یک نیروی نظامی مشترک برای مداخله در بحران‌های منطقه‌اي و مبارزه با افراط‌گرایی، دومین نشست خود را در مقر اتحادیه عرب در قاهره برگزار کردند. این نشست دو روزه در دوم و سوم خرداد 1394 (مطابق 23 و 24 مه 2015) در قاهره برپا شد. این نشست به بررسی مکانیزم تشکیل نیروی دفاعی مشترک عربی پرداخت. توصیه‌های رؤسای ستاد مشترک ارتش‌های عربی در نشست شورای دفاع عربی متشکل از وزیران دفاع و امور خارجه کشورهای عضو اتحادیه عرب مطرح  خواهد شد.

در این نشست مصر خواهان تشکیل ارتش مشترک عربی پیش از پایان ژوئیه 2015 شد. در این راستا ژنرال محمود حجازی، رئیس ستاد مشترک ارتش مصر، خواهان تشکیل نیروی مشترک دفاعی عربی تا قبل از 29 ژوئیه (7 مرداد) شد. فرماندهان و رؤسای ستاد ارتش‌ کشورهای عربی در نشست دوم قاهره یادداشتی را بررسی كردند که شامل چگونگی اجرای تصمیم نشست سران عرب برای تشکیل نیروی مشترک عربی با هدف حفظ امنیت جهان عرب در چارچوب جدول زمانی است که ژنرال حجازی آن را اعلام کرده است. براساس این یادداشت، ارتش مشترک عربی باید قبل از 29 ژوئیه 2015 تشکیل شود تا زمان کافی برای مذاکرات و اصلاحات در طرح اولیه وجود داشته باشد.

 

ج) ظرفیت‌ها و امکانات موجود در منطقه برای شکل‌گیری این ارتش

1. تحولات کنونی در جهان عرب نگرانی‌های شدیدی درباره تداوم ثبات و آرامش در برخی کشورهای این منطقه برانگیخته است؛ بنابراين این کشورها به ویژه عربستان سعودی‌، مصر و امارات، درصدد هستند با الگوگیری از ساير نهادهای منطقه‌اي مانند اتحادیه اروپا که به تشکیل ارتش مشترک اروپایی رو آورده یا اتحادیه افريقا که یک نیروی صلح‌بان افريقایی تشکیل داده‌ است، در قالب اتحادیه عرب، مبادرت به تشکیل نیروی نظامی مشترک كنند. با این حال کشورهای تشکیل‌دهنده یک اتحاد یا یک نیروی مشترک نظامی باید اهداف واحدی در زمینه سه مفهوم امنیت، حاکمیت ملی و تمامیت ارضی داشته باشند؛ در حالی که اکنون در زمینه ارتش عربی با سه دسته از کشورها در جامعه عرب مواجه هستیم:

الف) عربستان سعودی و قطر: هدف آنها تجمیع امکانات نظامی کشورهای عربی در پروژه‌های مختلف اساساً برای مقابله با ایران است.

ب) مصر: هدف اصلی آن جذب و دریافت کمک‌های مالی و اقتصادی کشورهای ثروتمند عربی به منظور بهبود اوضاع اقتصادی و خرید تسلیحات است.

ج) کشورهای عرب حوزه جنوبی خلیج فارس: دغدغه اصلی آنها بقای رژیم و حفظ‌محوری است.

با این حال به دليل وجود دشمنان مشترک (یعنی گروه‌های تروریستی تکفیری مانند داعش، جنبش حزب‌الله و ایران) دیدگاه‌های ناهمگون به یکدیگر نزدیک شده و احتمال شکل‌گیری ارتش مشترک عربی زیاد است.

اساساً تشکل اتحادیه عرب بیشتر تشکلي سیاسی و صرفاً در زمینه امور روبنایی است. اختلافات زیادی از لحاظ جهت‌گیری‌های سیاسی، توانمندی مالی و اقتصادی، توانمندی نظامی و نوع رژیم‌ها بین 22 کشور تشکیل‌دهنده اتحادیه عرب وجود دارد؛ بنابراين استقبال گرم و جدی از ایده تشکیل ارتش مشترک عربی نشده است. هرچند سران عربی با ایده تشکیل این نیروی نظامی موافقت کرده‌اند، تا تحقق عینی آن راه درازی وجود دارد.

اتحادیه عرب مجموعه‌ای متشکل از 22 کشور است: الجزایر، بحرین، کومور، جیبوتی، مصر، عراق، اردن، کویت، لبنان، لیبی، موریتانی، مغرب، عمان، فلسطین، قطر، عربستان، سومالی، سودان، سوریه، تونس، امارات و یمن. این اتحادیه از لحاظ ساختاری الگوبرداری‌شده از اتحادیه اروپاست و همواره سعی کرده با توجه به ساختار آن خود را هماهنگ کند. مرکز اتحادیه عرب در قاهره است و ساختار اداری آن متشکل از سه شوراست. شورای دفاع متشکل از وزرای خارجه و دفاع دولت‌های عضو است و تاکنون به دلیل اجماع نداشتن در مسائل کلی، همواره فاقد کارایی و تقریباً غیرفعال بوده است. علاوه بر این شورا، یک قرارداد پیمان دفاعی بین دولت‌های عربی حدود 65 سال پیش امضا شده که عملاً تاکنون فاقد کارایی بوده است.

2. اختلافات زیادی بین کشورهای عربی وجود دارد؛ در واقع اکنون ناامنی و تروریسمی که در جهان عرب ریشه دوانده است، منشأ عربی دارد. اوضاع عراق و فعالیت‌های داعش در این کشور تا حد زیادی مولود فعالیت‌های مخرب عربستان‌، قطر، ترکیه و تا حدی کمتر اردن است. درباره جنگ داخلی سوریه نیز این چهار کشور با کمک‌های گسترده لجستیکی‌، آموزشی‌، مالی و تسلیحاتی به گروه‌های تروریستی زمینه آن را فراهم ساخته و حتی در حال حاضر با کمک‌های گسترده به گروه‌های مخالف‌، زمینه ادامه آن را به وجود آورده‌اند. ضمن اینکه عربستان در کنار قطر از عوامل اصلی اخراج سوریه از اتحادیه عرب در سال 2012 بودند.

3. تركيب ناهمگون كشورهاي عضو اتحاديه عرب، چنين ارتشي را دچار تنش‌هاي دائم و رقابت‌هاي دروني خواهد كرد. رابطه سرد فرانسه در زمان ژنرال دوگل با امريكا و تأثير آن بر عملكرد ناتو مي‌تواند نمونه تاريخي مناسبي براي بررسي تنش‌هاي موجود در ارتش‌هاي واحد اين‌چنيني باشد. البته ميزان ناهمگوني نسبي بين فرانسه و امريكا ابداً قابل قياس با نمونه‌هاي عربي آن نيست. روابط تیره قطر و عربستان سعودي، روابط بد بحرین و قطر‌، رقابت عربستان سعودی و مصر بر سر رهبری جهان عرب و رویکرد مستقل عمان ممكن است عملكرد ارتش واحد احتمالي را دچار نقصان كند. حتی در صورت فراهم شدن مقدمات و شرایط لازم برای تشکیل ارتش مشترک عربی‌، می‌توان پیش‌بینی کرد که بار اصلی مالی‌، لجستیکی و نیروی انسانی آن بر دوش عربستان سعودی‌، قطر‌، امارات و مصر خواهد بود. بدین ترتیب بیش از اینکه بتوان چنین نیرویی را «ارتش مشترک عربی» نامید، باید آن را نیروی مداخله‌گر چند کشور عرب دانست.

4. با تشکیل چنین نیرویی‌، محتمل‌ترین سناریو این خواهد بود که مصر همراه کشورهای عرب حوزه جنوبی خلیج فارس در چارچوب یک پیمان امنیتی نظامی به تدریج به مداخله مستقیم در کشور‌های حوزه خاورمیانه و شمال افريقا  مانند یمن و لیبی و حتی سوریه خواهند پرداخت. این مداخله به احتمال زیاد در قالب درخواست دولت‌های این دو کشور صورت خواهد گرفت. به ویژه عربستان و ساير اعضای شورای همکاری خلیج فارس به شدت از اوضاع کنونی در یمن که با قدرت‌گیری جنبش انصارالله همراه بوده است، ناراضی هستند و آن را نشانه بسط قدرت منطقه‌اي ایران می‌دانند. اما درباره عراق اوضاع متفاوت است و بعید به نظر مي‌رسد کشورهای عضو این پیمان مجال مداخله در عراق را پیدا کنند؛ به ویژه اینکه دولت عراق اصولاً کشورهایی مانند عربستان سعودی، قطر و امارات را از حامیان اصلی داعش می‌داند؛ بنابراين به شدت با هر گونه مداخله نظامی زمینی آنها مخالف است. اما درباره کشورهایی مانند لیبی و حتی سوریه احتمال مداخله زیاد است.

5. با این حال تجارب قبلی کشورهای عربی در تشکیل نیروی مشترک نظامی به ویژه در حوزه جنوبی خلیج فارس در قالب نیروی واکنش سریع شورای همکاری خلیج فارس چندان موفق نبوده است. می‌توان پیش‌بینی کرد تشکیل ارتش مشترک عربی و در مرحله بعد عملیاتی شدن آن با چالش‌های متعددی روبه‌رو خواهد بود. نیروهای «سپر دفاع جزیره» که از سال‌ها پیش به عنوان بازوی نظامی شورای همکاری خلیج فارس با صرف هزینه‌های بسیار سامان‌یافته، جز سرکوب قیام مردم بحرین کارکردی نداشته و فعالیت‌های آن به برگزاری رزمایش‌های سالانه محدود بوده است. در این پیوند این سؤال مطرح می‌شود که نیروهای مشترک نظامی عربستان و پنج کشور حاشیه خلیج فارس با سطح اختلاف‌های کمتر از اعضای اتحادیه عرب و سابقه، آموزش و تجهیز بیشتر نسبت به ارتش عربی احتمالی، چه کارایی تاکنون داشته‌اند که ارتش عربی بخواهد بیش از آن را به نمایش بگذارد.

6. اعمال رویکرد یکسان ارتش مشترک عربی در قبال بحران‌های منطقه‌ای پیشاپیش محل تردید است. نمونه رفتارهای متفاوت بر اساس معیارهای دوگانه برخی کشورهای عضو اتحادیه عرب در قبال تحولات عراق، سوریه و بحرین و اتخاذ نكردن رویکرد یکسان در مقابل گروه‌های مخالف در این کشورها نشان می‌دهد در موارد مشابه نیز در آینده عملکرد ارتش متحد عربی با اشکال روبه‌رو می‌شود. نمی‌توان در حالی که از گروه‌های تروریستی در سوریه در مقابل دولت قانونی این کشور حمایت می‌شود، برای سرکوب مخالفان سیاسی به بحرین و یمن نیرو اعزام کرد. نمی‌توان ارتشی واحد براساس معاهده‌ای بین دولت‌های عضو تأسیس کرد در حالی که علیه یک دولت عضو می‌جنگد و در همان حال برای «دفاع از مشروعیت» به دفاع از دولت عضو دیگری برخیزد. پیش گرفتن چنین رویکردی می‌تواند به فروپاشی زودهنگام نیروی شکل‌گرفته منجر شود. از سویی اعمال سیاست واحد و یگانه در عملکرد این ارتش بسیار دور از ذهن است.

7. عربستان سعودی بسیار مایل است نقش محوری در تشکیل و تداوم کار چنین ارتشی ایفا کند. حمله هوایی چند کشور هم‌پیمان عربستان سعودی موسوم به «ائتلاف عربی» مقدمه و مبنای تشکیل ارتش متحد عربی است. در این خصوص دو چالش عمده مطرح است: آینده جنگ در یمن مشخص نیست. ائتلاف عربی تاکنون نتوانسته به اهداف اعلام‌شده در این حمله دست یابد و تلاش برای حمله زمینی به یمن ناکام مانده است. شکست احتمالی در یمن به نوعی بنیان ارتش واحد را از ابتدا دچار نقصان می‌کند. چالش بعدی مسئله آینده عربستان سعودی است. در حال حاضر این کشور ناموفق از حل بحران‌های پیرامون خود است. کشاکش داخلی شدید که هم‌چنين از فردای درگذشت ملک عبدالله بر دربار این کشور سایه انداخته و ناتوانی از دستیابی به اهداف تعیین‌شده در نقاطی که دخالت مستقیم و غیرمستقیم نظامی ـ امنیتی در پی ‌داشت، به اعتبار و توان سیاسی و نظامی عربستان سعودی ضربه زده است. همچنین تغییر جایگاه این کشور در منطقه در پی تفاهم بین ایران و گروه 1+5 توان لازم را برای اعمال نفوذ در معادلات درونی اتحادیه عرب و بازوی نظامی آن سلب می‌کند. کشور دیگری هم قادر نخواهد بود چنین نقشی را برعهده گیرد.

9. بدون وجود نقش محوری عربستان و حمایت مالی ـ سیاسی آن و با وجود نقش‌آفرینی کشورهای فقیری مانند مصر، سودان، سومالی، الجزایر و ... در ارتش عربی احتمالی، بعید است این ارتش قادر باشد به تنهایی بر بحران‌های منطقه‌اي اثرگذار شود؛ گرچه دور از ذهن نخواهد بود در شرایط خاصی چنین نیروی نظامی با حمایت از خارج اتحادیه عرب به قدرتی فرامرزی و اثرگذار بر معادلات منطقه جنوب غربی آسیا تبديل شود. امکان دارد آمریکا، انگلیس و اتحادیه اروپا در قبال تشکیل بازوی نظامی اتحادیه عرب موضعی اتخاذ کنند که به تقویت آن منجر شود؛ در غیر این صورت ارتش متحد عربی از یک نیروی نمادین بی‌اثر فراتر نخواهد رفت.

10. مسئله فلسطين و ارتباط آن با تشكيل ارتش عربی بسيار قابل تأمل است. لازم است سران اتحاديه عرب و برنامه‌ريزان تشكيل نيروي نظامي مشترك به پرسش‌هايي از اين دست پاسخ دهند: رابطه‌اين نيرو و «نوار غزه» چگونه تنظيم خواهد شد؟ دولت كرانه باختري چه نقشي در اين ميان بازي خواهد كرد؟ در صورت تجاوز نظامي رژيم اسرائيل به كرانه باختري و غزه، واكنش ارتش متحد چه خواهد بود؟ مسئله فلسطين يكي از اصلي‌ترين چالش‌هاي پيش روي اين ارتش خواهد بود كه به احتمال زياد و با توجه به سابقه روابط اعراب و رژيم اسرائيل، در نخستين آزمون جدي قبول نخواهد شد.

 

 

* پژوهشگر غرب آسيا

مولف: سیدرضا میرطاهر
سه شنبه, 31 مرداد 1396 ساعت:14:44:48

نظرات

شرح کوتاه

ا توجه به آثار و نتایج تشکیل ناتوی عربی و مداخلات احتمالی آن در خاورمیانه و شمال افريقا به نظر مي‌رسد پرداختن به این پدیده و زمینه‌ها و روند شکل‌گیری و چالش‌های احتمالی جمهوري اسلامي ایران در مواجهه با آن از اهمیت زیادی برخوردار است.

فایل ها

پر بازدیدترین ها

  اسلام‌هراسي غربي؛ زمينه‌هاي اجتماعي و رويكردهاي سياسي
اسلام‌هراسي غربي؛ زمينه‌هاي اجتماعي و رويكردهاي سياسي

اسلام‌هراسی غربی پدیده‌ای متکثر است که از تقاطع خصیصه‌های تهاجمی غرب اومانیستی در دوران مد ...

گزارشي درباره تشكيل ارتش متحد عربي
گزارشي درباره تشكيل ارتش متحد عربي

ا توجه به آثار و نتایج تشکیل ناتوی عربی و مداخلات احتمالی آن در خاورمیانه و شمال افريقا به ...

نشست «ابعاد،‌ پیامدها و چشم‌انداز یهودی‌سازی کشور فلسطین»
نشست «ابعاد،‌ پیامدها و چشم‌انداز یهودی‌سازی کشور فلسطین»

‌نشست خبری تحلیلی «ابعاد،‌ پیامدها و چشم‌انداز یهودی‌سازی کشور فلسطین» با حضور رییس موسسه ...

Web Analytics