نقدهای تند و تیز به پارسا پیروزفر و شهاب حسینی/ مست عشق را ببینیم؟

حکایت شمس و مولانا بی شک یکی از اسرار آمیز ترین، جذاب ترین و در عین حال پیچیده ترین حکایت هایی است که تاریخ این سرزمین با آن روبروست و شاید به همین دلیل است که کمتر کسی به خود جرعت داده است تا نقشی از آن بر پرده تصویر بنشاند.

نقدهای تند و تیز به پارسا پیروزفر و شهاب حسینی/ مست عشق را ببینیم؟

به گزارش موسسه مطالعات اندیشه سازان نور، جنبه‌های عرفانی و حیرانی در کنار روایت‌های متعدد عامه پسند از حکایت شمس و مولانا سبب شده است تا بیش از پیش کار کردن از این قصه پرماجرا دشوار باشد چرا که راه به مویی بند است و اندک لغزشی می تواند تصویری مخدوش در ذهن مخاطب علاقه مند به جای بگذارد.

به گزارش ایرنا، مست عشق ساخته حسن فتحی اثری نیست که مخاطب را سرمست از سالن سینما خارج کند و متاسفانه فیلمساز با آنکه قبلا تبحر خود را در ساخت آثار تاریخی نشان داده است در این اثر آن چنان که باید موفق نیست چرا که قصه ای که روایت می کند زبانش الکن است.

در این فیلم اگرچه انتظار می‌رفت تا تصویری پررنگ‌تر، شفاف‌تر و ملموس‌تر از مولانا و پریشان احوالی او بعد از ملاقات با شمس بدهد، بیشتر درگیر خرده روایت‌هایی است که همه در سطح می‌ماند و از لایه‌های عمیق داستان می‌کاهد.

شاید بزرگترین ایرادی که به آخرین ساخته حسن فتحی وارد است اینکه فیلم چیز زیادی جز آنچه مخاطب از قبل پیرامون حکایت شمس و مولانا میداند به او نمی دهد و همین ضعف بزرگ باعث می شود تا تماشاگری که تشنه شنیدن زوایای دیگری از حکایت شمس و مولانا است، مغموم از سالن سینما خارج شود و جز آنچه می‌دانسته است چیزی بر انبانش اضافه نمی شود و چه خوب بود که فیلمساز با پژوهشی عمیق تر، پرده‌هایی نو تر بر این روایت اسرار آمیز می گشود.

مست عشق فارغ از قصه به لحاظ تکنیک و ساخت نیز با مشکلاتی روبروست که از جان اثر می کاهد و اگرچه فیلمساز تلاش کرده است با پرهیز از روایت خطی با حرکت در گذشته و حال، ریتم و ضرباهنگ بهتری به کار خود بدهد اما این رفت و آمدهای زمانی نیز انگار به خوبی چفت و بسط نشده است و زبان فیلم به یکدستی لازم نرسیده است

مست عشق فارغ از قصه به لحاظ تکنیک و ساخت نیز با مشکلاتی روبروست که از جان اثر می کاهد و اگرچه فیلمساز تلاش کرده است با پرهیز از روایت خطی با حرکت در گذشته و حال، ریتم و ضرباهنگ بهتری به کار خود بدهد اما این رفت و آمدهای زمانی نیز انگار به خوبی چفت و بسط نشده است و زبان فیلم به یکدستی لازم نرسیده است.

موضوع دیگر در این فیلم اینکه مخاطب را کمی از اتمسفر اثر دور می سازد و آن چنان که باید فضا برایش باور پذیر نمی شود بی شک دوبله بد فیلم است و در کنار بد بودن آن سینک نبودن صدا و تصویر بازیگر در برخی سکانس ها بر عمق فاجعه می افزاید و این خطا برای سینمایی که یکی از افتخاراتش همواره قدرت دوبله آن در طول تاریخ سینما است خطایی نابخشودنی است.

بازی‌ها در مست عشق چندان اوج و فرودی ندارد، سیرش در سکون و ایستایی است و جز شهاب حسینی که شمس را خوب از آب درآورده است و ابراهیم چلیکول بازیگر ترک که در تک سکانس‌هایی درخشان است، حرف دیگری برای گفتن نیست.

این فیلم در طراحی صحنه، فضا، لباس و حرکت دوربین چندان بی ربط نیست و فتحی در مقام کارگردان توانسته است در این بخش از فیلم خود بر خلاف تدوین آن موفق تر عمل کند و تا اندازه ای از استانداردهای لازم برخوردار باشد. در پایان باید گفت مست عشق بیش از هر چیز فیلمی بلاتکلیف است که نه روح یک روایت تاریخی و عرفانی را به معنای کامل در خود دارد و نه اثری است که حداقل، جاذبه های تکنیکال و سینمایی آن مخاطب خود را به وجد آورد.